به امید آشنایی

هر چیز که در جستن آنی، آنی

به امید آشنایی

هر چیز که در جستن آنی، آنی

به امید آشنایی

کتاب "من زنده ام" از "معصومه آباد" که نوش جان می کنم.

۱۹ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

حیا یک امر غریزی برای انسان است، مسئله دین در آن مطرح نیست؛ یعنی در مسئله حیا بحث ایمان و کفر مطرح نیست که بگوییم اگر انسان مومن است، حیا دارد و اگر کافر است، نباید حیا داشته باشد. نه، چون حیا جنبه ی اختصاصی نسبت به انسان پیدا کرده است.
انسان -چه مومن باشد چه کافر- خدا از نظر آفرینشی حیا را در نهاد او قرار داده است.
از این مطلب به یک مسئله می رسیم که اگر دیدیم کسی حیا ندارد و مرتکب عمل زشتی می شود، بحث این نیست که پا را از مرز دین بیرون گذاشته است، بلکه پا را از مرز انسانیت بیرون گذاشته است. پیش هر کس که بروی، عمل زشت، زشت است.
صحبت حرام نیست، بلکه بحث «قبح» مطرح است ...

*حیا، انقباض نفس از ارتکاب قبائح شرعیّه، عقلیّه و عرفیّه است. (یه جورایی همون عذاب وجدان خودمون;) )
*البته اگر کسی مومن باشد، مسلما حیا دارد؛ شبهه ای نیست. اما به این معنا نیست که هر کسی حیا دارد مومن است، چون حیا از خصیصه های انسانیت است.

پ.ن1: حیا، انسان دین دار و بی دین را از عمل زشت باز می دارد. وسائل الشیعه،ج45،ص51
پ.ن2: هرچه عقل بیشتر باشد، حیا بیشتر است.
پ.ن3: کجاست انسانی که دستش از نظر نفسانی نسبت به هر عملی باز باشد و باکی نداشته باشد و مومن هم باشد؟! این حرف شوخی است.

حاج آقا مجتبی تهرانی/ ادب الهی-کتاب چهارم-حیا، موهبتی الهی
  • آشنا12

پدر به علی اکبر گفت:«پیش رویم، مقابل چشمانم راه برو!»

و او راه رفت. چه می گویم؟ راه نرفت. ماه را دیده ای که در آسمان چگونه راه می رود؟ چطور بگویم؟ طاووس خیلی کم دارد.

اصلاً گمان کن که سرو، پای راه رفتن داشته باشد! نه، پای راه رفتن نه، قصد خرامیدن داشته باشد.

… و حسین سر به آسمان بلند کرد و گفت:« شاهد باش خدای من! جوانی را به میدان می فرستم که شبیه ترین خلق به پیامبر توست در صورت، در سیرت، در کردار، در گفتار و حتی در گامهای رفتار. تو شاهدی خدای من که ما هر بار برای پیامبر دلتنگ می شدیم، هر بار دلمان سرشار از مهر پیامبر می شد، هر بار جای خالی پیامبر جانمان را به لب می رساند، هر بار آتش عشق پیامبر، خرمن دلمان را به آتش می کشید، به او نگاه می کردیم. به این جوان که اکنون پیش روی تو راه می رود و در بستر نگاه تو راهی میدان می شود.»...*

*کتاب پدر عشق و پسر-سید مهدی شجاعی/کپی شده از وبلاگ وادی



روزتون مبارک :)



ای سـرو نـاز حُـسـن کــه خـوش می‌روی بـه نـاز

عـشّــاق را بـه نــاز تــــو هـر لـحـظـه صــد نـیـــاز

فـرخـنــده بـاد طـلـعـــت خـوبـت کـــــــــــه در ازل

بُــبـْْـریـده‌انــد بــر قــــد ســروت قـبــــای نـــــــــاز

  • آشنا12

رهبر انقلاب:

نباید پول را عمده کرد؛ پول ارزش نیست. هدف، درآوردن پول نیست؛ پول یک وسیله برای گذراندن زندگی است. پول بسیار کوچکتر از این است که هدف انسان شود. برای جوان، الگو را یک الگوی غلط قرار ندهند تا او احساس کند که به جای استعداد و ابتکار و تلاش فراوان و کسب تخصص و علم، باید سراغ پول رفت!

از یک جوان میپرسیم: چرا درس نمیخوانی؟ میگوید: پدرم آن‌قدر پول و ثروت دارد که به درس خواندن احتیاج ندارم! پس معلوم شد که درس برای پول است! با این پول اگر بشود بیکار و عیّاش و مصرف‌کننده محض بود، باز هم از نظر او مانعی ندارد! آیا این طرز فکر درست است!؟ این طرز فکر، غلطترین طرز فکرهاست. ۱۳۸۰/۲/۱۲

  • آشنا12
آقا جان دلتنگتونم ...


لیاقت می خواد مهمون شما بودن ...
دلم هوای نشستن رو به روی ایوون طلا رو کرده ...
زل بزنم به ایوون طلا و بی صدا، اشکام بریزن و حرفامو جا بذارن تو صحن حرمتون ...


دل نوشت:
حــدیث دوست نگــویم مگر به حضــرت دوست
 کــــــــه آشنــــا سـخـــــن آشنــــا نگـــــــه دارد ...

آقا جان من شیعه بودن بلد نیستم، شما که مهمون نوازی خوب بلدید ...


السلام علیک یا ابا الحسن یا علی بن موسی ایها الرضا یا ابن رسول الله
یا حجه الله علی خلقه یا سیدنا و مولانا
انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا
یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله
  • آشنا12

بیماری همه گیر!

۲۴
ارديبهشت

یکی از مشکلات آن روز و امروز جامعه ی اسلامی این است که چون افراد بینش و بصیرت دینی ندارند، هر چه بشنوند را سریع نقل می کنند؛ کاری به دروغ و راست بودنش ندارند. همین کارِ جاهلانه، به دنیاداران فرصت می دهد که با حرف های دروغ و باطل، بتوانند جایی برای خود باز کنند و به اهداف مادّی شان برسند. در صدر اسلام بحث این بود که حزب شیطانی ابوسفیان، شروع کرد به مقابله ی لفظی با حق؛ یعنی از یک طرف جلوی حرف حق را گرفتند که به گوش مردم نرسد و از یک طرف هم با جعل حدیث، حرف باطل را میان مردم رواج دادند؛ مردم جاهل هم این اخبار دروغ را دهان به دهان پخش کردند و کاری هم نداشتند که راست است یا دروغ! لذا حق پوشیده شد و باطل میدان پیدا کرد تا چند صباحی جولان دهد. همین کافی بود که این گروه، بتوانند به اهدافشان برسند. حق را پوشاندند و باطل را آراستند.

البته اخیرا اسم این فریب عمومی را می گذارند: «تبلیغات»! نعوذبالله! من وظیفه دارم این حرف ها را به شما بگویم! آن روز به همین روش جامعه ی اسلامی را به انحراف کشیدند و امروز هم از همین راه خواهند آمد.

«قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: کَفَی بِالمُرءِ مِنَ الکَذِبِ أَن یُحَدِّثَ بِکُلِّ مَا سَمُعَ»؛* برای اینکه به یک نفر بگویی دروغ گو، کافی است که او هر چه می شنود را بگوید! آن قدر فهم ندارد که احتمال بدهد، شاید این حرف را افرادی درآورده اند که می خواهند از من استفاده ی ابزاری کنند! اگر هر چه را شنیدی، فورا و بدون تحقیق نقل کنی، هم معلوم است که شعور دینی نداری و آلت دست دیگران شده ای و هم معلوم می شود که دروغ گو هستی!

* کنزالعمال، ج3، ص620

حاج آقا مجتبی تهرانی- سلوک عاشورایی (حق و باطل) صفحه 329


پ.ن1: از همین الان که هر چی تو تلگرام واسمون میاد، بلافاصله فوروارد می کنیم، اگه یاد نگیریم که هر چیزی رو منتشر نکنیم، مطمئنا می رسیم به روزی که نه تنها خودمون، که کل جامعه مون آلت دست یه عده میشه.

پ.ن2: بینش داشتن ربطی به تحصیلات دانشگاهی نداره، اتفاقا کم نیستن کسایی که هم مدارج عالی هم دارن و هم تو سواری دادن ید طولا!

پ.ن3: یه نمونه: حدودا یه سال مونده تا انتخابات سال بعد، بدون هیچ حزب بازی و تعصبی، حواسمونو بیشتر جمع کنیم!

  • آشنا12


دل نوشت: الهی انت کما احب، فاجعلنی کما تحب


فرزندم ...

اگر دعایت دیر مستجاب شد نومید نشوی که عطایای الهی بستگی به نیت دارد و گاهی اجابت را تأخیر می اندازد تا پاداش سوال کننده را بیشتر نماید و جزای آرزومند کامل تر گردد.

گاهی چیزی را خواسته ای و به تو نداده اند ولی بهتر از آن را در این دنیا و یا در جهان آخرت داده اند و یا خیر در این بوده که به تو نداده اند و چه بسا چیزی را مطالبه کرده ای که اگر نصیبت می شد، دینت از کف می رفت.
بنابراین چیزی را طلب کن که خیر آن پایدار باشد و رنج و گرفتاری نداشته باشد که نه تو برای مال می مانی و نه مال برای تو می ماند.


  • آشنا12



بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

قسم به روز در آن هنگام که آفتاب بر آید (و همه جا را فرا گیرد). (۱)
وَالضُّحَى ﴿۱﴾


و سوگند به شب در آن هنگام که آرام گیرد.(۲)
وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَى ﴿۲﴾


که خداوند هرگز تو را وانگذاشته، و مورد خشم قرار نداده است.(۳)
مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَى ﴿۳﴾


سوره ضحی-آیات 1 تا 3


پ.ن:

در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز

هرکسی برحسب فکر گمانی دارد



  • آشنا12

گناه یا بداخلاقی؟!

۲۲
ارديبهشت

این از مصیبت های ماست که در صحبت ها، عنوان های شرعی را کنار می گذاریم و از عناوینی استفاده می کنیم که درست نیست و قبح عمل را هم از بین می برد. برخی افراد مسائل اسلامی را دو دسته کردند: احکام و اخلاق! احکام یعنی بایدها و نبایدها و اخلاق یعنی هست ها و نیست ها. بعد تعدادی از معاصی کبیره را از احکام برداشتند و به اخلاق پیوند دادند و اسمش را از «گناه» به «بداخلاقی» تغییر دادند! مثلا کسی که تهمت می زند، دروغ می گوید، غیبت می کند، اهانت می کند، می گویند: این بد اخلاقی است! حال آنکه غیبت از معاصی کبیره است! دروغ از معاصی کبیره است. مثل این است که کسی زنا کند، شراب بخورد و آدم بکشد، بعد به او بگویند: آقا بداخلاقی نکن!!! البته اینکه می گویم: غیبت مثل زنا است، تمثیل غلطی است؛ چون ما در باب غیبت روایت داریم که جابر بن عبدالله انصاری از پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کند: «الغیبهُ اَشَدُّ مِن الزِّنا». این بداخلاقی ها را این طور پایین آورده اند. از بدبختی های جامعه ی ما این است که «معاصی کبیره» شده «بداخلاقی»!

از آن طرف تملق، چاپلوسی و دورویی شده «خوش اخلاقی»! لااله الا الله! یعنی اگر کسی مراعات جهات شرعی را بکند، بداخلاق است، اما اگر گاهی به میخ بزند و گاهی به نعل بکوبد، خوش اخلاق است! یک آدم اجتماعی است! اگر کسی چاشنی باطل نداشته باشد و نتواند مردم را فریب دهد، می گویند: اجتماعی نیست؛ بداخلاق است! از یک طرف معصیت شده «بداخلاقی» و از یک طرف تملق و چاپلوسی شده «اخلاق»!


حاج آقا مجتبی تهرانی-سلوک عاشورایی (حق و باطل)- صفحه 321



  • آشنا12

صندوقچه اسرار_3

۲۲
ارديبهشت
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۲۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۱:۱۳
  • ۵۹ نمایش
  • آشنا12

بی وفایی...

۲۰
ارديبهشت


وفای عــــــــــهد نگهدار و از جفا بگذر

به حق آن که نیَم یار بی وفا ای دوست...


  • آشنا12

ماه شستشوی نبوی

۱۸
ارديبهشت

تموم شد ماه رجب ...

ماه خدا ...

و ماه پربرکت شعبان، ماه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شروع شد.


شرح حدیث حاج آقا مجتبی تهرانی به مناسبت شروع شعبان:

روی عن رسول الله (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) قال:
شَعبَانُ شَهری رَحِمَ الله مَن اَعَانَنِی عَلَى شَهرِی.
روایتی از پیغمبراکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم)  منقول است که حضرت فرمودند: شعبان ماه من است، رحمت خدا بر کسی که من را بر این ماه کمک کند. کمک کردن به پیغمبر در این ماه یعنی چه ؟ در بین ماههای سال، سه ماه رمضان، شعبان و رجب، که پشت سرهم قرار گرفتهاند، از نظر فضیلتها خصوصیّت دارند و هر کدام از اینها از نظر اهل معرفت منازلی از منزلهای سلوک إلیالله است.
شاید مثل چنین روزی بود، در اوّل ماه رجب روایتی را عرض کردم که آن روایت هر سه ماه را از نظر انتساب بررسی فرموده بود. تعبیر این بود: ماه رجب ماه خداست، ماه شعبان ماه پیغمبر اکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) است و ماه رمضان ماه امّت است و بندگان خدا نسبت به ماه شعبان و رجب از یک جهت با هم مشترک هستند. روایت از پیغمبر اکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) بود که ماه رجب، ماه استغفار است، حتّی در روایتی حضرت فرمودند: این جمله را بسیار بگوئید: أستغفرالله و أسئله التوبۀ. در ماه شعبان هم باز میبینیم استغفار از اعمال است. البتّه سقف هم گذاشتهاند و فرمودهاند: در روز هفتاد بار استغفرالله و أسئله التوبۀ بگویید. که همین جمله هم در ماه رجب وارد شده است و هم در ماه شعبان. البتّه آنوقت این اضافه هم دارد. استغفار دیگری هم هست، استغفرالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم الرحمن الرحیم و اتوب الیه، آنجا هم دارد . البتّه در همین روایتی که استغفار را توصیه میفرمایند، این نکته را اضافه میکنند که ضریب استغفار در ماه شعبان، هزار است. یعنی چه؟ یعنی هر یک استغفار در ماه شعبان برابر هزار تا است؛ یعنی اگر یک بار بگویی استغفرالله و اسئله التوبۀ، برایت هزار مرتبه نوشته میشود. در روایت دارد روزی هفتاد بار بگویید، لذا هفتاد هزار مرتبه در روز نوشته میشود. یعنی اگر کسی در هر روز از ماه شعبان هفتاد مرتبه بگوید: استغفرالله و اسئله التوبۀ مثل این است که در ماههای دیگر هفتاد هزار بار این استغفار را گفته باشد. به رقم و ضریب دقّت کنید! اینها همه گویای این مسأله است که شخص باید قابلیّت مهمانیای که خدا برای امّت در ماه رمضان گرفته است را پیدا کند.
 
این جمله حضرت که ماه رمضان ماه امّت است یعنی چه؟ یعنی در آن ماه، خدا مهمانی کرده. «دعیتم الی ضیافۀ الله»، لذا دو ماه فرصت دارید که خودتان را برای این ماه تطهیر کنید. حمّامهایی که ما میرویم مدّتش مختصر است، امّا مدّت این حمّام معنوی دو ماه است. دو ماه خودت را شستشو کن تا قابلیّت پیدا کنی و سر سفره ضیافت الهی بنشینی. علّت اینکه استغفار در این دو ماه تاکید شده و در روایات ماه رجب و این ماه تأکید بر آن شده است و میگوید هفتاد مرتبه استغفار کن و خدا فرموده هر یک عدد را هزار تا استغفار محسوب میکنم، همین است.

در این روایت پیغمبراکرم فرمود(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم): «شَعبَانُ شَهری رَحِمَ الله مَن اَعَانَنِی عَلَى شَهرِی». ماه شعبان ماه من است، رحمت خدا بر آن کسی باد که من را در این شهر کمک کند. چگونه کمک کنیم؟ معلوم می شود به تعبیر ساده پیغمبراکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم)، در این ماه برای تطهیر و شستشوی من و تو آستین بالا میزنند. اینجا میخواهم تعبیری کنم که ممکن است خیلی حزازت داشته باشد. پیغمبراکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) در این ماه برای اینکه آلودگی من و تو را پاک کنند مثل دلّاک میمانند. خدا رحمت کند کسی را که در این شستشویی که شما را میخواهم دهم کمک کند؛ یعنی استغفار و توبه کند. کمک کردن به من برای آنکه تمیز و پاکتان کنم که قابل شوید سر سفره میهمانی خدا در ماه رمضان بنشینید با توبه و استغفار است. «رَحِمَ الله مَن اَعَانَنِی عَلَى شَهرِی»...
91/3/31



دل نوشت:

یا رب دل پاک و جان آگاهم ده
 آه شب و گریه سحرگاهم ده
 در راه خود اول ز خودم بی خود کن
 بی خود که شدم زخود به خود راهم ده ...



استغفرالله و اسئله التوبه ...

  • آشنا12

صندوقچه اسرار_2

۱۸
ارديبهشت
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۱:۳۰
  • ۹۰ نمایش
  • آشنا12

پ.ن1: مولا علی علیه السلام: تعجب می کنم از کسی که ناامید می شود، در حالی که وسیله ی نجات با اوست، که استغفار اوست. (غررالحکم/ج4/ص337)

پ.ن2: مولا علی علیه السلام: از کسی که دعایش بخشیده اند، اجابت را دریغ نمی کنند. (غررالحکم/ج5/ص237)

پ.ن3: یا سریع الرضا! اغفر لمن لایملک الّا الدّعا ...

دل نوشت: چه آرامشی داره حرف های پدر دلسوزمون ...

(پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم: انا و علی ابوا هذه الامه: من و علی پدران امتیم)

خدایا شکرت

.

فرزندم ...
بدان آن خدایی که گنجینه های آسمان ها و زمین به دست اوست، وقتی به تو اجازه ی دعا داده است، یعنی که اجابت را برعهده گرفته است.
و وقتی فرمان داده است که از او بخواهی، یعنی بنایـش بر عطا کردن است. و از او طلب بخشش کنی، یعنی اراده اش بر بخشیدن است.
و میان تو و خودش، حاجب و پرده دار قرار نداده و کار تو را به هیچ میانجی و واسطه ای واگذار نکرده.
و اگر بدی کردی، تو را از توبه بازنداشته. و در کیفرت شتاب نکرده و چون بازگشتی سرزنشت نکرده. و آنجا که سزاوار رسوایی بودی، رسوایت نساخته. و در پذیرش توبه، بر تو سخت نگرفته. و چند و چون گناهت را به رخ نکشیده. و از بخشش و رحمت مأیوست نگردانده. بلکه کندن تو را از گناه،تحسین کرده.
هر گناهت را یکی برشـمرده، امّا هر خوبی ات را ده به حساب آورده. و در توبه را برایت باز گذاشته.

اگر او را بلند بخوانی، صدایت را می شنود و اگر با او آهسته نجوا کنی، راز و نیازت را می فهمد.
پس نیازهایت را از او بخواه، رازهایت را با او در میان بگذار، گلایه ها و شـکوه هایت را نزد او ببر، برطرف شدن غم ها و غصه هایت را از او طلب کن و در کارهایت از او مدد بگیر. و هر چه می خواهی از خزائن رحمت او بخواه، چیزهایی که هیچ کـس جز او توان بخشیدنش را ندارد؛ از افزایش طول عمر تا سلامتی و تندرستی، تا وسعت و گشایش در روزی.
او کلیدهای گنجینه هایـش را در دو دست تو نهاده وقتی که درخواست از خودش را به تو رخصـت داده. پس هرگاه اراده کردی، درهای نعمتـش را با دعا باز کن و نزول باران رحمتش را از او بخواه ...

بخشی از  وصیت نامه ی مولا به امام حسن مجتبی علیه السلام/ ترجمه سید مهدی شجاعی/ کتاب آیین زندگی 

  • آشنا12

وقتی پدر پنجاه ساله ای از پسر پانزده ساله اش می خواهد دو سال دیگر صبر کند تا صاحب اتومبیلی برای خودش شود، این فاصله 730  روزه فقط 4 درصد عمر پدر را تشکیل می دهد اما این دو سال 13 درصد از عمر پسر را در بر می گیرد. پس عجیب نیست اگر برای پسر این  مدت سه یا چهار بار طولانی تر باشد. به همین صورت دو ساعت از زندگی یک کودک 4 ساله مساوی است با دوازده ساعت از زندگی  مادر 24 ساله اش. اگر از کودک بخواهیم که برای گرفتن یک آب نبات دو ساعت صبر کند مثل اینکه از مادرش بخواهیم برای خوردن یک  فنجان قهوه دوازده ساعت انتظار بکشد.
تفاوت ها را درک کنیم..... این تفاوت، نه تنها بین بچه ها و ما هست بلکه بین ما و همه آدم های دنیا هم هست.



پ.ن: متن واسه خودم نیست، تو تلگرام واسم اومده بود، منبع ندارم بذارم؛ قابل تأمله!

  • آشنا12