به امید آشنایی

هر چیز که در جستن آنی، آنی

به امید آشنایی

هر چیز که در جستن آنی، آنی

به امید آشنایی

کتاب "من زنده ام" از "معصومه آباد" که نوش جان می کنم.

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رحیم پور» ثبت شده است

زمانی که مسلم بن عقیل در کوفه بودند، نقل شده که خیلی از زنان کوفه، دست مردهایشان را می کشیدند که بیا برویم، بقیه هستند. بیعت با حسین، به جای خود، ولی بقیه هستند، تو بیا برویم. همین طور همه گفتند: «بقیه هستند، بقیه هستند» تا دیگر کسی نماند. البته زنان بسیار فداکار و بزرگی هم در کوفه بودند که محکم تر از شوهران و برادرانشان در صف حسین علیه السلام بودند، ولی تیپ غالب کوفه همین بود که عرض کردم؛ همان تیپی که وقتی فاطمه دختر نوجوان حسین بن علی- در عصر عاشورا اسیر می شود و دشمنان به خیمه ها یورش می آوردند، می گوید: «من دیدم همه مردان شهید شدند و این جلادها به طرف ما حمله آوردند و می خواهند غارت کنند و گردن بند و خلخال را از ما بکَنند و ما را اسیر بگیرند. چند نفر به سوی من آمدند. من ترسیدم. نمی دانستم به چه قصدی به طرف می آیند. فرار کردم. به دنبالم دویدند و من زمین خوردم. یکی از آنان بالای سر من آمد و شروع کرد به باز کردن خلخال از پای من و در حالی که خلخال را از پای من می کشید، گریه هم می کرد. به او گفتم که چرا گریه می کنی؟ گفت آخر شما دختران پیغمبرید. گفتم اگر می دانی که ما دختران پیغمبر هستیم، پس چرا با ما این گونه برخورد می کنی؟ گفت آخر اگر من خلخال را از پایت درنیاورم، یکی دیگر می آید و چنین می کند. کاری است که باید بشود. پس چرا من نکنم؟»*

آجرک الله یا صاحب الزمان...

*حسین علیه السلام، عقل سرخ/ رحیم پور ازغدی

ای ساقی لب تشنه ام ...
حجم: 1.41 مگابایت

  • آشنا12

یک اقدام اگر به موقع انجام بشود، موثر است. اما اگر پس از موقع و دیر هنگام انجام گردد، حتی اگر ده برابر انرژی بگذارید، دیگر تاثیری ندارد. چنان که نهضت انتقامی توابین و نمونه های دیگر بعد از ماجرای کربلا، تاثیری در سرنوشت مسلمین نگذاشت. یعنی کوفیان توبه کردند که چرا در همراهی با سید الشهدا کوتاهی یا حتی خیانت کرده بودند و نهضت توابین در کوفه برای جبران عاشورا پا گرفت و هزاران تن هم کشته شدند؛ ولی دیگر این خون ها فایده ای نداشت؛ حال آن که همانان اگر دو سال، سه سال قبل یا در عاشورا حاضر بوده و همان جا شهید می شدند، بسیار موثر بود و شاید سرنوشت جهان اسلام تغییر می کرد. پس از عاشورا، همه قیام های متعدد اما نا به هنگامی که در انتقام فاجعه عاشورا انجام گرفت، همه بی ثمر بود و ذکر برخی از آنان حتی در تاریخ هم نمانده است. این تجربه نشان می دهد که «درست بودن عمل» کافی نیست، بلکه «به هنگام» بودن آن نیز لازم است و عمل صحیح در زمان خودش باید انجام بشود. این موضوع بسیار مهمی در همه مبارزات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تربیتی است و همه جا صدق می کند.

عمل صحیح قبل از وقت هم نباید باشد؛ چون میوه نارسیده را نباید چید، بعد از وقتش هم دیر خواهد بود. *

*حسین علیه السلام، عقل سرخ/ رحیم پور ازغدی


کمی رو به رویم بمان تا تماشا کنم قامتت را
حجم: 6.65 مگابایت

  • آشنا12

مؤلفه های زیادی عمل کردند تا بشود در روز روشن، حسین بن علی علیه السلام را در جامعه ای که جدش بنا کرده و پدرش سال ها بر آن حکومت کرده بود، کشت و سرش را بر نیزه برد. شرایط زیادی دست به دست هم داد تا جامعه و تاریخ، کربلا خیز شد. فقط به یکی دو مورد اشاره می کنم که باید نسبت به آنها حساس بود.

باندهای فاسد قدرت طلب، ابتدا در گوشه حاکمیت دینی خزیدند؛ ولی کم کم فرصت پیدا کردند و توطئه های پیچیده ای برای جنگ قدرت، طرّاحی و اجرا کردند و گام به گام، همین احزاب و جناح ها، احزاب شرک و نفاق در حکومت نفوذ کردند و جای پا یافتند. آنان اصول نهضت پیغمبر را قبول نداشتند ولی تظاهر می کردند که قبول دارند و شروع به تحریف این اصول کردند و به تو خالی کردن آن پرداختند و پله پله بالا آمدند تا حاکمیت به تدریج تغییر کرد. ظاهر حکومت دینی بود ولی باطنش عوض شد.

یکی دیگر از مولفه های موثر این که بعضی از سران سابقه دار جهان اسلام و اصحاب پیغمبر کم کم فاسد شدند و در پی دنیا افتادند تا زهد و گذشت و فداکاری های سابق خود را جبران کنند و به اشراف، سرمایه دارهای بزرگ و رانت خواران حکومتی تبدیل شدند. بعضی شان کسانی بودند که سابقه جهاد، تلاش، انفاق، تبعید، شکنجه شدن و فداکاری های بزرگ داشتند و فقط شهید نشده بودند؛ و الا بسی فداکاری ها کرده بودند؛ افراد خوشنامی که کم کم اولویت هایشان عوض شد، اخلاقشان، طرز فکرشان و طرز حرف زدنشان تغییر کرد و از آن آرمان ها و ایده ها فاصله گرفتند ... *

*حسین علیه السلام، عقل سرخ/ رحیم پور ازغدی


سرباز آخرم، چه بی رمق شدی علی اصغرم
حجم: 5.32 مگابایت



  • آشنا12

حکومتی که امام حسین علیه السلام به دنبال آن بود، حکومتی بود که در آن بشود حاکمان را نهی از منکر کرد. «اقولهم بمرّالحق» یعنی تندترین منتقدان دلسوز، نزدیک ترین رده به مسئولان باشند و کسانی که بتوانند بدون سازشکاری و محافظه کاری علیه فسادها انتقاد صادق و صریح بکنند. حکومتی که در آن، افرادی که کار بلد نیستند، شرعاً حرام و ممنوع باشد که قبول مسئولیت بکنند. حضرت امیر علیه السلام فرمود: «فهو خائن»؛ یعنی کسانی که کار را نمی شناسند ولی مسئولیت قبول می کنند، خائن هستند. حکومتی که قوم و خویش بازی و پارتی بازی و آقازاده بازی و این حرف ها در آن نیست. حکومتی که فرمود: «اِنَّما الوالِی بَشَر» حاکمان، بشرند و مثل همه بشرها در معرض خطرند و باید مراقب خودشان باشند. حکومتی که حسین علیه السلام به دنبال ساختن آن بود و شهید شد، حکومتی بود که سطح زندگی مسئولین درجه یک و دوی آن، وزیرش، وکیلش، رئیس جمهورش، رئیس قوه قضاییه، رئیس دادگستری، رئیس مجلس و نماینده های مجلس آن در حد متوسط مردم به پایین باشد. نباید خانه های آن ها در منطقه بالای شهر باشد و در کنار اشراف زندگی بکنند. این است حکومتی که حسین بن علی برای تشکیل آن شهید شد.*

*حسین علیه السلام، عقل سرخ/ رحیم پور ازغدی


از سر گذشتن حججی ها سعادت است
حجم: 825 کیلوبایت

  • آشنا12

برخی از این ها که امام حسین علیه السلام را کشتند و در اردوگاه یزید بودند، قبلا جزو اصحاب امیرالمومین بودند. بعضی، از رفقای خود امام حسین بودند. یکی از آنها، شمر بن ذی الجوشن است. شمر، جزء افسران علی بن ابی طالب در جنگ صفین بود که در کنار حسن و حسین با معاویه جنگیده بودند. اما اینک شمر، افسر نیروهای یزید در کربلا شده که سر حسین را می برد. فقط این یکی هم نبود. دست کم ده، بیست اسم دارم که این ها قبلا جزء اصحاب امیرالمومنین و از رفقای سابق حسن و حسین و همرزم آنها بودند و در کربلا حضور یافتند و دستشان به خون حسین آلوده شد.

این منطق اسلام است که اگر به درستی عمل کردید و به ارزش ها وفا کردید، سالم می مانید و الّا فاسد می شوید.

هر کس بد عمل کند، ضربه خواهد خورد و فرقی نمی کند که نامش مسلمان باشد یا نباشد. این منطق، سنّت الهی در تاریخ است. *

*حسین علیه السلام، عقل سرخ/ رحیم پور ازغدی


سه ساله پس از رنج صد ساله، رسیده نفس های پایانش
حجم: 6.09 مگابایت


  • آشنا12

فرهنگ حسینی

۳۱
شهریور

معنویت اسلام، رهبانیت از نوع بودایی و مسیحی نیست، بلکه ریاضت در صحنه ی جهاد در عین متن زندگی است. در منطق حسین بن علی علیه السلام، فراغت از دنیا، فراغت از تکلیف و حقوق نیست، فراغت از سیاست و اقتصاد نیست. زیرا اسلام فقط یک مقدار شعار و شعائر ساکن نیست.

دینامیسم اسلام، چیزی نبود که از بیرون به اسلام، قلمه شده باشند؛ بلکه ذاتی اسلام است و آنها می خواستند ذاتیات اسلام را کتمان و تحریف بکنند. بنابراین، دعوا، دعوای بین «اسلام کتاب و سنّت» بود که حسین برایش کشته شد با «اسلام اموی»، دینی که در حکومت و حقوق بشر و ... هیچ دخالتی نمی کند و حرف نمی زند و حکمی نمی دهد.

در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام، آرمانی که گرسنگی گرسنگان به آن لطمه نزند، یک آرمان انسانی نیست، چه برسد به یک آرمان الهی. اهل بیت، شیعیانشان را حتی به قطره اشک یتیمان هم حساس کرده بودند و می گفتند که از کنار محرومان و مظلومان، بی تفاوت عبور نکنید؛ چه رسد یه بی عدالتی های بزرگ در جامعه انسانی که سزاوار اغماض نیست.*


* کتاب "حسین علیه السلام، عقل سرخ"، حسن رحیم پور ازغدی





  • آشنا12