به امید آشنایی

هر چیز که در جستن آنی، آنی

به امید آشنایی

هر چیز که در جستن آنی، آنی

به امید آشنایی

کتاب "به سپیدی یک رویا" که نوش جان می کنم.

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «میثم مطیعی» ثبت شده است

عزاداری هاتون قبول


ما روضه حسین شنیدیم و زنده ایم
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود!


دل و دماغ نوشتن نیست، اما انگشتانم سخت هوای فشردن دکمه های کیبورد را کرده اند برای آقا، وگرنه من حقیر کجا و نوشتن از عزای امام کجا ...

این روزها عجیب داستان شیخ بهایی در ذهنم رژه می رود، همان داستانی که شیخ بهایی قصد کرد طلسمی را بر سر در حرم آقا علی بن موسی الرضا نصب کند تا هرکه آمادگی لازم برای زیارت را ندارد، وارد حرم نشود، اما آقای ستارالعیوبمان، در عالم خواب مانع این کار می شوند.

این روزها چقدر عجیب حس می کنم "کلهم نور واحد". و همگی ستارالعیوب. که چرا چون حقیری را راه داده اند به مجلسی که بزرگان را شایسته حضور است.

که از زبان هر بزرگی می شنوی، تنها امید به اشکی دارد که برای مظلوم کربلا ریخته ...

اصلا مجلس عزای امام کجا و من حقیر گنه کار کجا؟

و چگونه این لطف را می توان جبران کرد؟

بودن در جمع پاکی که دیروز همگی مهمان آقا بودیم، عرق شرم بر پیشانی می نشاند.

بودن در کشوری که نقطه به نقطه اش، متراکم است از عشاق آل الله، نعمت عظیمی است.

نه فقط شیعه که اهل سنت هم شیفته ی آنهایند.

نه فقط مسلمان که مسیحی و ارمنی تشنه ی مرامشانند.

"خدایا! آنان که حسین دارند، چه ندارند و آنان که حسین ندارند، چه دارند؟
عجب حلوای قندی تو...؟"

دل پر است از احساس، اما ذهن یاری نمی کند تا واژه ها را کنار هم بنشاند ...

فقط ...

زینب هنوز تا رسیدن به شام خراب، چهل شام غریبان پیش رو دارد ...

التماس دعا


دسته روز عاشورا، دیروز، هیات میثاق با شهدا، دانشگاه امام صادق علیه السلام


اگه یه کبوتر بودم، به همه جا پر می زدم، از کران تا کران،
بیرق عزای تو رو، پرچم ولای تو رو، می زدم توو جهان
مشرق و مغرب زمین، با اسمت آشنا بشن
پیامتو بفهمنو، راهی کربلا بشن
قصه ی سقا و عطش، روضه ی طفل غرقِ خون
یه روز باید جهانی شه، توو هر زمین، به هر زبون جهان

حسین عزیز فاطمه


حجم: 4.95 مگابایت


  • آشنا12

زمانی که مسلم بن عقیل در کوفه بودند، نقل شده که خیلی از زنان کوفه، دست مردهایشان را می کشیدند که بیا برویم، بقیه هستند. بیعت با حسین، به جای خود، ولی بقیه هستند، تو بیا برویم. همین طور همه گفتند: «بقیه هستند، بقیه هستند» تا دیگر کسی نماند. البته زنان بسیار فداکار و بزرگی هم در کوفه بودند که محکم تر از شوهران و برادرانشان در صف حسین علیه السلام بودند، ولی تیپ غالب کوفه همین بود که عرض کردم؛ همان تیپی که وقتی فاطمه دختر نوجوان حسین بن علی- در عصر عاشورا اسیر می شود و دشمنان به خیمه ها یورش می آوردند، می گوید: «من دیدم همه مردان شهید شدند و این جلادها به طرف ما حمله آوردند و می خواهند غارت کنند و گردن بند و خلخال را از ما بکَنند و ما را اسیر بگیرند. چند نفر به سوی من آمدند. من ترسیدم. نمی دانستم به چه قصدی به طرف می آیند. فرار کردم. به دنبالم دویدند و من زمین خوردم. یکی از آنان بالای سر من آمد و شروع کرد به باز کردن خلخال از پای من و در حالی که خلخال را از پای من می کشید، گریه هم می کرد. به او گفتم که چرا گریه می کنی؟ گفت آخر شما دختران پیغمبرید. گفتم اگر می دانی که ما دختران پیغمبر هستیم، پس چرا با ما این گونه برخورد می کنی؟ گفت آخر اگر من خلخال را از پایت درنیاورم، یکی دیگر می آید و چنین می کند. کاری است که باید بشود. پس چرا من نکنم؟»*

آجرک الله یا صاحب الزمان...

*حسین علیه السلام، عقل سرخ/ رحیم پور ازغدی

ای ساقی لب تشنه ام ...
حجم: 1.41 مگابایت

  • آشنا12

یک اقدام اگر به موقع انجام بشود، موثر است. اما اگر پس از موقع و دیر هنگام انجام گردد، حتی اگر ده برابر انرژی بگذارید، دیگر تاثیری ندارد. چنان که نهضت انتقامی توابین و نمونه های دیگر بعد از ماجرای کربلا، تاثیری در سرنوشت مسلمین نگذاشت. یعنی کوفیان توبه کردند که چرا در همراهی با سید الشهدا کوتاهی یا حتی خیانت کرده بودند و نهضت توابین در کوفه برای جبران عاشورا پا گرفت و هزاران تن هم کشته شدند؛ ولی دیگر این خون ها فایده ای نداشت؛ حال آن که همانان اگر دو سال، سه سال قبل یا در عاشورا حاضر بوده و همان جا شهید می شدند، بسیار موثر بود و شاید سرنوشت جهان اسلام تغییر می کرد. پس از عاشورا، همه قیام های متعدد اما نا به هنگامی که در انتقام فاجعه عاشورا انجام گرفت، همه بی ثمر بود و ذکر برخی از آنان حتی در تاریخ هم نمانده است. این تجربه نشان می دهد که «درست بودن عمل» کافی نیست، بلکه «به هنگام» بودن آن نیز لازم است و عمل صحیح در زمان خودش باید انجام بشود. این موضوع بسیار مهمی در همه مبارزات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تربیتی است و همه جا صدق می کند.

عمل صحیح قبل از وقت هم نباید باشد؛ چون میوه نارسیده را نباید چید، بعد از وقتش هم دیر خواهد بود. *

*حسین علیه السلام، عقل سرخ/ رحیم پور ازغدی


کمی رو به رویم بمان تا تماشا کنم قامتت را
حجم: 6.65 مگابایت

  • آشنا12

مؤلفه های زیادی عمل کردند تا بشود در روز روشن، حسین بن علی علیه السلام را در جامعه ای که جدش بنا کرده و پدرش سال ها بر آن حکومت کرده بود، کشت و سرش را بر نیزه برد. شرایط زیادی دست به دست هم داد تا جامعه و تاریخ، کربلا خیز شد. فقط به یکی دو مورد اشاره می کنم که باید نسبت به آنها حساس بود.

باندهای فاسد قدرت طلب، ابتدا در گوشه حاکمیت دینی خزیدند؛ ولی کم کم فرصت پیدا کردند و توطئه های پیچیده ای برای جنگ قدرت، طرّاحی و اجرا کردند و گام به گام، همین احزاب و جناح ها، احزاب شرک و نفاق در حکومت نفوذ کردند و جای پا یافتند. آنان اصول نهضت پیغمبر را قبول نداشتند ولی تظاهر می کردند که قبول دارند و شروع به تحریف این اصول کردند و به تو خالی کردن آن پرداختند و پله پله بالا آمدند تا حاکمیت به تدریج تغییر کرد. ظاهر حکومت دینی بود ولی باطنش عوض شد.

یکی دیگر از مولفه های موثر این که بعضی از سران سابقه دار جهان اسلام و اصحاب پیغمبر کم کم فاسد شدند و در پی دنیا افتادند تا زهد و گذشت و فداکاری های سابق خود را جبران کنند و به اشراف، سرمایه دارهای بزرگ و رانت خواران حکومتی تبدیل شدند. بعضی شان کسانی بودند که سابقه جهاد، تلاش، انفاق، تبعید، شکنجه شدن و فداکاری های بزرگ داشتند و فقط شهید نشده بودند؛ و الا بسی فداکاری ها کرده بودند؛ افراد خوشنامی که کم کم اولویت هایشان عوض شد، اخلاقشان، طرز فکرشان و طرز حرف زدنشان تغییر کرد و از آن آرمان ها و ایده ها فاصله گرفتند ... *

*حسین علیه السلام، عقل سرخ/ رحیم پور ازغدی


سرباز آخرم، چه بی رمق شدی علی اصغرم
حجم: 5.32 مگابایت



  • آشنا12

حکومتی که امام حسین علیه السلام به دنبال آن بود، حکومتی بود که در آن بشود حاکمان را نهی از منکر کرد. «اقولهم بمرّالحق» یعنی تندترین منتقدان دلسوز، نزدیک ترین رده به مسئولان باشند و کسانی که بتوانند بدون سازشکاری و محافظه کاری علیه فسادها انتقاد صادق و صریح بکنند. حکومتی که در آن، افرادی که کار بلد نیستند، شرعاً حرام و ممنوع باشد که قبول مسئولیت بکنند. حضرت امیر علیه السلام فرمود: «فهو خائن»؛ یعنی کسانی که کار را نمی شناسند ولی مسئولیت قبول می کنند، خائن هستند. حکومتی که قوم و خویش بازی و پارتی بازی و آقازاده بازی و این حرف ها در آن نیست. حکومتی که فرمود: «اِنَّما الوالِی بَشَر» حاکمان، بشرند و مثل همه بشرها در معرض خطرند و باید مراقب خودشان باشند. حکومتی که حسین علیه السلام به دنبال ساختن آن بود و شهید شد، حکومتی بود که سطح زندگی مسئولین درجه یک و دوی آن، وزیرش، وکیلش، رئیس جمهورش، رئیس قوه قضاییه، رئیس دادگستری، رئیس مجلس و نماینده های مجلس آن در حد متوسط مردم به پایین باشد. نباید خانه های آن ها در منطقه بالای شهر باشد و در کنار اشراف زندگی بکنند. این است حکومتی که حسین بن علی برای تشکیل آن شهید شد.*

*حسین علیه السلام، عقل سرخ/ رحیم پور ازغدی


از سر گذشتن حججی ها سعادت است
حجم: 825 کیلوبایت

  • آشنا12

در فرهنگ علوی و حسینی و رضوی، در حکومت نباید «استبداد بالاموال» یعنی تصرف خودسرانه در اموال عمومی باشد. این عین تعبیر روایت است: «استبدَّ بالاموال». استبداد در مورد مسائل مالی، همان مصارف مطالعه نشده و فاقد کارشناسی و غلط یا مصارف شخصی و سوءاستفاده های حکومتی از بیت المال است که گناه کبیره و از اعظم کبائر است. حسین علیه السلام خواست بگوید: فقط زیر سایه عدالت و خدمت به مردم می توان فرمان داد و مشروع ماند. احزاب و گروه های حاکم، حق ندارند با حکومت  با بیت المال و امکانات آن مثل غنائم جنگی برخورد و اموال دولتی را غارت کنند.

هیچ کس خائن به دنیا نمی آید. همه کم کم خائن بار می آیند و خود نیز در این قضیه مقصر هستند و یک نمونه هم وقایع کربلاست. بعضی از جلادهای کربلا قبلا سوابق خوبی در اسلام و حتی در جهاد داشتند و برخی اصلا رزمنده اسلام بودند، جبهه رفته بودند و در رکاب علی بن ابی طالب جنگیده بودند، چنان که اگر تیر مثلا به جای بازو به گلویش خورده بود، اکنون جزء شهدای اسلام بود. اما اینک به کربلا آمده تا سر امام حسین را از تن جدا کند...*

*حسین علیه السلام، عقل سرخ/ رحیم پور ازغدی

  

                                      یه روز باید جهانی شه، توو هر زمین، به هر زبون، حسین عزیز فاطمه
                                                                       حجم: 6.49 مگابایت

         


  • آشنا12

برخی از این ها که امام حسین علیه السلام را کشتند و در اردوگاه یزید بودند، قبلا جزو اصحاب امیرالمومین بودند. بعضی، از رفقای خود امام حسین بودند. یکی از آنها، شمر بن ذی الجوشن است. شمر، جزء افسران علی بن ابی طالب در جنگ صفین بود که در کنار حسن و حسین با معاویه جنگیده بودند. اما اینک شمر، افسر نیروهای یزید در کربلا شده که سر حسین را می برد. فقط این یکی هم نبود. دست کم ده، بیست اسم دارم که این ها قبلا جزء اصحاب امیرالمومنین و از رفقای سابق حسن و حسین و همرزم آنها بودند و در کربلا حضور یافتند و دستشان به خون حسین آلوده شد.

این منطق اسلام است که اگر به درستی عمل کردید و به ارزش ها وفا کردید، سالم می مانید و الّا فاسد می شوید.

هر کس بد عمل کند، ضربه خواهد خورد و فرقی نمی کند که نامش مسلمان باشد یا نباشد. این منطق، سنّت الهی در تاریخ است. *

*حسین علیه السلام، عقل سرخ/ رحیم پور ازغدی


سه ساله پس از رنج صد ساله، رسیده نفس های پایانش
حجم: 6.09 مگابایت


  • آشنا12

فرهنگ حسینی

۳۱
شهریور

معنویت اسلام، رهبانیت از نوع بودایی و مسیحی نیست، بلکه ریاضت در صحنه ی جهاد در عین متن زندگی است. در منطق حسین بن علی علیه السلام، فراغت از دنیا، فراغت از تکلیف و حقوق نیست، فراغت از سیاست و اقتصاد نیست. زیرا اسلام فقط یک مقدار شعار و شعائر ساکن نیست.

دینامیسم اسلام، چیزی نبود که از بیرون به اسلام، قلمه شده باشند؛ بلکه ذاتی اسلام است و آنها می خواستند ذاتیات اسلام را کتمان و تحریف بکنند. بنابراین، دعوا، دعوای بین «اسلام کتاب و سنّت» بود که حسین برایش کشته شد با «اسلام اموی»، دینی که در حکومت و حقوق بشر و ... هیچ دخالتی نمی کند و حرف نمی زند و حکمی نمی دهد.

در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام، آرمانی که گرسنگی گرسنگان به آن لطمه نزند، یک آرمان انسانی نیست، چه برسد به یک آرمان الهی. اهل بیت، شیعیانشان را حتی به قطره اشک یتیمان هم حساس کرده بودند و می گفتند که از کنار محرومان و مظلومان، بی تفاوت عبور نکنید؛ چه رسد یه بی عدالتی های بزرگ در جامعه انسانی که سزاوار اغماض نیست.*


* کتاب "حسین علیه السلام، عقل سرخ"، حسن رحیم پور ازغدی





  • آشنا12

کار و همت همه‌ی رنگ و بوی این خاک است
عرق کارگران آبروی این خاک است
به عمل کار برآید به سخندانی نیست
پینه دست کم از پینه پیشانی نیست
کارگر، گرچه عرق، آب وضویش باشد
عرق شرم مبادا که به رویش باشد
آه از آن دست پر از پینه که حسرت بکشد
پدری کز زن و فرزند خجالت بکشد

ای نشسته صف اول! نکنی خود را گم
پی اقدام تو هستند هنوز این مردم
چند روزی تو مقامی به امانت داری
منصبت را نکند طعمه خود پنداری
راه می‌جویی اگر، شیوه مولاست دلیل
قصه آهن تفتیده و دستان عقیل
حرف تبعیض در آیین علی هرگز نیست
آهن سرخ گواه است خط قرمز نیست
پلک بر هم مگذارید که فرصت رفته ست
پلک بر هم زدنی فرصت خدمت رفته ست

ما نه آنیم که آموخته غرب شویم
پی هر وسوسه‌ای سوخته غرب شویم
سیلی از کوخ‌نشین، کاخ‌نشین خواهد خورد
و زمین‌خوار سرانجام زمین خواهد خورد
«بیست سی» چیست که تعلیم جهان، از دل ماست
هان که جمهوری اسلامی ایران اینجاست
اگر از غرب رسد نسخه، خودش بیماری ست
قرص خواب است ولی چاره ما بیداری ست
تا ابد تربیت از مهر ولی می‌گیریم
مشق از غیرت ابروی علی می‌گیریم
ما بر آنیم که در مکتب او دیده شویم
با علی اصغر و قاسم همه فهمیده شویم

تا ابد سستی تسلیم مبادا با ما
وحشت از حربه تحریم مبادا با ما
باز تحریم جدیدی به سِنا رفت که رفت
جسم برجام چو روحش به فنا رفت که رفت
ذوق بیهوده ز برجام خطا بود خطا
تکیه بر عهد عمو سام خطا بود خطا
عهد با دزد سر گردنه بستیم ای دوست
بارها عهد شکست و نشکستیم ای دوست
هر چه می‌شد بَرَد از کیسه ما بُرد که بُرد
«بُرد بُرد» این بُوَد آری همه را بُرد که بُرد
گفته بودند که دشمن به تجارت آمد
پیر ما گفت که البتّه به غارت آمد
خواب دیدند صَلاح از طرف بیگانه است
به خود آییم نجات همه در این خانه است
کارزار است، قدم قاطع و محکم بردار
سخن از صلح بگو، اسلحه را هم بردار!
راه ما راه حسین است و به خون روشن شد
تکیه بر تیغ زد آن دم که جهان دشمن شد
نه به دل راه بده واهمه از اخم عدو
نه دلت غنج رود باز به لبخندی از او
دل به لبخندش اگر باخته ای، باخته ای!
گر ز اخمش سپر انداخته ای باخته ای!
غم مخور، سست مشو، با صف اعدا بستیز
مژده «لا تهنوا» می‌رسد از جا برخیز
تا بدانند که هان لشکر احمد ماییم
رزمجویان و دلیران محمد ماییم

ذوالفقار علوی بود برون شد ز نیام
مرحبا، دست مریزاد، سپاه اسلام
ناز شست تو دلاور حسن تهرانی
زنده ای تا به ابد، فاتح این میدانی
هست مدیون تو امنیت‌مان تا به ابد
هست ممنون تو ایران و جهان تا به ابد
اینکه چون صاعقه آمد به سرت تکفیری
ذوالفقار است که از غرش آن می‌میری
وقت آن است سر جای خودت بنشینی
با دم شیر مکن بازی، بد میبینی!
نوش جان همه‌تان سیلی شش موشک ما
که صدایش برسد تا به ریاض و حیفا
(شترقش برسد تا به ریاض و حیفا!)
این قدَر بمب نچسبان به کمر ای نامرد!
صبر کن موشک ما منفجرت خواهد کرد
ای ابوجهل که در کشتن خود استادی
خر دجالی و افسار به صهیون دادی
ای سیه روی که از نفت سعود آمده ای
بچه ابلیس که از ناف یهود آمده ای
دشمن از ابلهی‌اش در طمع خام افتاد
تشت رسوایی‌اش اما ز سر بام افتاد
جاهلیت چه سعودی و چه غربی یکجا
گرم رقصند، عجب منظره ای باب هَجا

رقص شمشیر چو در خیمه دشمن برپاست
سپر انداختن و طعنه به شمشیر خطاست
آری آرامش ما مرد خطر می‌طلبد
صبح پیروزی ما خون جگر می‌طلبد
«می‌وزد از همه جا بوی گل یاس شهید
از کجا آمده اند این همه عباس شهید
ذوالجناح از نفس اینبار نخواهد افتاد
علم از دست علمدار نخواهد افتاد»
در دفاع از حرم، آیینه آن سقاییم
همچو عباس، علمدار ولایت ماییم
این زره پشت ندارد منگر برگردیم
تیغ در دست، به ره، منتظر ناوردیم
قدس ای قبله آغاز که پایان با توست
مهر باطل شدن فتنه شیطان با توست
تو کلید همه گمشدگی‌ها هستی
قدس ای قدس! تو آزادی دنیا هستی
منشینید به غم شام بلا می‌گذرد
راه ما از سفر کرببلا می‌گذرد

🔸شاعران: علی‌محمد مودب، محمد مهدی سیار، میلاد عرفان‌پور و رضا وحید‌زاده


سوال نوشت: توهین به داعش و آل سعود و آمریکا و تحریم های سنا و نقد برجام و بیکاری جامعه و 2030 و ... توهین به مسئولین نظام حساب میشه؟🤔

سوال نوشت تر: بی شناسنامه و بیسواد و افراطی و خشنونت طلب و بزدل و ... دقیقا چی حساب میشن؟



تاسف نوشت: یکی به وزیر ارشاد!!! سابق توضیح بده توهین یعنی چی! والا تو لغتنامه ما که فرومایگان پست و یاوه سرایی و لعن و نفرین مسلمون، توهین حساب میشه. مگر اینکه لغت نامه ایشون این ها رو توهین حساب نکنه و نقد از عملکرد ضعیف رو توهین بدونه...

جای فحاش و فحش خور عوض نشود.

  • آشنا12