به امید آشنایی

هر چیز که در جستن آنی، آنی ...

به امید آشنایی

هر چیز که در جستن آنی، آنی ...

به امید آشنایی

کتابی که نوش جان می کنم :)
ایده گرفته از وبلاگ khajeh.blog.ir

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حیا» ثبت شده است

کاربردی ترین حیا در سطح جامعه، حیای من الخلق است. زیرا اگر کسی از اینکه مردم او را می بینند، پرهیز نداشته باشد، از خدا پرهیز ندارد؛ چون خودت داری با چشم سر می بینی که او تو را می بیند، اما خدا را نمی توانی با این چشم سر ببینی. وقتی مردم را ملاحظه نکنی، خدا سهل است. وقتی قرار شد کسی از مردم خجالت نکشد، آیا از خدا خجالت می کشد؟

اگر این پرده در سطح جامعه دریده بشود، جامعه به سوی حیوانیت می رود؛ انسانیت دیگر تمام شد. نه الهیت حتی انسانیت هم از بین می رود.

دشمنان اسلام خوب فهمیدند که راه ضربه زدن به جامعه اسلامی ترویج بی حیایی است. آن کسی از دین و انسانیّت دفاع می کند که پرده حیا داشته باشد؛ حیای من الله داشته باشد. اما اگر خبری از حیا نبود و از هم خجالت نکشیدند، مثل حیوان ها هستند. دشمنان راحت می توانند بر این جامعه احاطه پیدا کنند. هیچ خبری از غیرت در این جامعه نیست. نه غیرت دینی دارد، نه غیرت انسانی، نه حیای من الله و ...

بی تفاوتی زمینه ساز پرده دری است. یعنی نگاه می کند، اما کَکَش هم نمی گزد.

خودم که منکر می بینم، جلوی آن را می گیرم برای اینکه در جامعه پرده داری بشود.

 حاج آقا مجتبی تهرانی/ کتاب ادب الهی، جلد چهارم، حیا موهبتی الهی/ جلسه بیست و چهارم


پی نوشت: به نظرم بیشتر از گناهکارایی که تو جامعه گناه می کنن و خجالت نمی کشن، اونایی که تو جامعه گناه می بینن و ساکت می مونن و حیا نمی کنن از انتشار گناه تو جامعه مقصرن...
هم پرده دری می کنیم تو جامعه هم پرده دری می بینیم تو جامعه و جیکمون در نمیاد ...


روز نوشت: والا تا الان که مثلا سعی می کردیم با آموزه های دینی خودمون بچه ها، آینده ی این جامعه رو تربیت کنیم، وضعمون این شده، خدا به دادمون برسه اگر خدایی نکرده قرار بشه با اسنادی مثل 2030 بچه هامون رو تربیت کنیم...

البته که ان شاءالله با روشنگری مردم و مطالبه گری هامون نمیذاریم این سند ننگین، این ترکمنچای فرهنگی رو بهمون تحمیل کنن.

  • آشنا12


می خواهم امروز تکلیف شما را سنگین کنم... خود شما هم این واقعیت ها را می دانید. منتها در شنیدن اثری هست که در دانستن نیست!

صفحه 24 کتاب دغدغه های فرهنگی


مرور مجدد👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻

هر جا که روی زود پشیمان به در آیی...

زنگ خطر: کم کم دارم حس می کنم بی حس شدم در مقابل گناه ...

  • آشنا12

حب ریاست!

۰۹
ارديبهشت

... وقتی حیا رفت، ایمان می رود، انسانیت می رود. نعوذبالله نه تنها ایمان می رود، بلکه انسان به وادی «کفر جُحود» کشیده می شود که خطرناک ترین چیز برای انسان است. یعنی انسان واقعیت ها را می بیند و حتی در باب مفاسد، واقعیت ها دامن او را هم می گیرد، ولی در عین حال باز هم انکار می کند، این را کفر جحود می گویند.

یکی از بزرگترین مشکلات جامعه ما همین است. یکی از جهاتش این است که بعضی از آن کسانی که وظیفه اصلاح جامعه را دارند، مبتلا به کفر جُحود هستند. وقتی به آنها تذکر می دهی، نمی خواهند قبول کنند. با این که مفاسدش را می بینند. گاهی دامن گیر خودش هم شده، ولی در عین حال حاضر نیست گوش کند، با این که یقین دارد، اما حب ریاست، شهرت، مال و ... نمی گذارد. «حُبُّ الدُّنیا رَأسُ کُلِّ خَطِیئَۀٍ» ...*

*: حاج آقا مجتبی تهرانی، کتاب ادب الهی، جلد چهارم، حیا موهبتی الهی، جلسه نوزدهم


این روزا بحث انتخابات داغه، حواسمون باشه اونی که انتخاب می کنیم بنده خودش نباشه که حب ریاست فرصت رسیدگی به کار مردم رو نمیده...

یکی از ملاک های اونی که حب ریاست داره هم که گفتن، کار اشتباهی که می بینه و انجامش میده و دامن گیر خودش هم میشه، انکار می کنه! علناً انکار می کنه! حواسمون به دروغ هایی که تو چشممون نگاه می کنن و تحویلمون میدن باشه، مسئولیم در برابر انتخاب هامون!!!

  • آشنا12

اصلاح جامعه

۰۷
بهمن

!در جامعه دو دستهاند که فضاساز هستند، اگر این‏ها اصلاح شوند، جامعه روی صلاح خواهد دید!

روایت از پیغمبر اکرم است که فرمودند: «قال رسولالله(صلیاللهعلیهوآلهوسلم): صِنْفَانِ مِنْ أُمَّتِی إِذَا صَلَحَا صَلَحَتْ أُمَّتِی» حضرت فرمودند: دو گروه از امّت من هستند که اگر صالح و شایسته باشند، جامعه و امّت من هم رو به صلاح میرود، «وَ إِذَا فَسَدَا فَسَدَتْ أُمَّتِی» اگر این دو گروه فاسد باشند، جامعه هم رو به فساد میرود، «قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ هُمَا» از پیغمبر سؤال کردند که این دو گروه و دو صنف که میفرمایید، چه کسانی هستند؟ «قَالَ الْفُقَهَاءُ وَ الْأُمَرَاءُ»* دسته اوّل فقها یعنی علما و دانشمندانی که معارف و احکام شرعیّه را میدانند و دسته دوم هم اُمَرا یعنی کسانی که زمام امور اجرایی جامعه را در دست دارند، هستند.


*بحارالأنوار، ج2، ص49

حاج آقا مجتبی تهرانی، حیا در بعد تربیتی


پی نوشت 1: اگه عالم یا مسئولیم تو این کشور، حواسمون بیشتر به کارامون باشه، اما اگه نیستیم، حواسمون باشه به چه عالم ها و مسئول هایی بها می دیم و اجازه میدیم بیان تو راس امور. حواسمون به انتخابامون باشه.

پی نوشت 2: هر کدوم از ما تو تربیت خیلی ها تاثیر گذاریم، به قول حاج آقا مجتبی شما چه بخواین چه نخواین رو تربیت بقیه اثرگذارین (نقل به مضمون). پس حواسمون باشه چه کسایی رو چجوری داریم تربیت می کنیم. مخصوصا آینده سازای این مملکت.

پس نوشت3: با همه این حرف ها تلاش برای اثرگذاری رو جامعه چه از نظر علمی، چه فرهنگی، چه سیاسی و ... خیلی هم کار سختی نیست. میشه تاثیرگذار بود. فقط یه کم همت بیشتر می خواد.

  • آشنا12

بسم الله الرحمن الرحیم و لاحول و لاقوۀ الا بالله العلی العظیم


این روایت را سلمان رضی الله عنه نقل می‌کند: «إذا أَرادَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ هَلاکَ عَبدٍ نَزَعَ مِنهُ الحَیاءَ ...» «نزع» به معنای کندن است؛ حیا از او کنده می‌شود. دور می‌شود. تعبیر «نزع» یعنی یک چیزی به چیز دیگری محکم چسبیده باشد و بخواهی به زور آن را بکَنی. هنگام مرگ را هم حالت نزع می‌گوییم. حالت جان کندن را حالت نزع می‌گوییم؛ چون چنان روح با این جسم انس گرفته است که به زور می‌خواهند از جسم جدایش کنند. حیا آمیخته با فطرت انسان است؛ به زور باید آن را جدا کرد؛ سببش هم عمل زشت است که جنبه روحی دارد ...

...گاهی انسان با افرادی برخورد می‌کند می‌بیند جوان با عطوفت، مهربان، خوب، متدین، امانت‌دار و همه خصائل انسانی و الهی در او هست. اما بعد از مدتی فرض کنید موجودی خطرناک می‌شود که نعوذبالله هر جنایتی را می‌کند. مرتب هم می‌گوید هدف وسیله را توجیه می‌کند. جنایت‌های بزرگ پیش او ساده می‌شود. ککش هم نمی‌گزد...

چه شد این طوری شد؟ نعوذبالله یکی از راه‌ها از نظر روانی که انسان را در بُعد انسانی و الهی مَسخ می‌کند، «تشویق به عمل قبیح» است. انسان ابتدا باک دارد؛ چه بسا باید مدام او را در فشار گذاشت، چون فطرت او است. رفته رفته وقتی یک مرتبه دست او به عمل قبیح باز شد و شیرینی و لذّت حیوانی زیر ذائقه نفس حیوانی آمد، قبح از بین می‌رود؛ در مرحله بعدی نسبت به انجام این عمل قبیح، سهل‌تر است. اول با فشار بود، اما بعد آسان می‌شود؛ چون تکرار می‌شود و وقتی عمل قبیح تکرار شد، حالت حیا که انفعال نفس از ارتکاب این عمل قبیح است، از بین می‌رود...

... این را بگویم که اگر به انسانی که حیایش رفته است بگوییم خوک، جسارت به خوک‌ها است؛ فطرت خوک همین است؛ یعنی از نظر آفرینش به همین شکل است. اما انسان این طور نیست، انسان خودکرده است؛ او می‌توانست ملَک و فرشته بشود، خدا ابزارش را هم به او داده بود ...

پی نوشت: همینه که میگن گناه نکردن خیلی آسون تر از توبه کردنه. خدا نکنه شیرینی گناه رو نفس بچشه، بیچاره می‌کنه اگه هلاک نکنه.

دل نوشت: یاد یه تیکه از آیه قرآن افتادم... اولئک کالانعام بل هم اضل! پست تر از چهارپا شدن ... خودت دست هممونو بگیر و بکش بیرون از وادی حیوانیت انسانی ...

آمین


حاج آقا مجتبی تهرانی/ کتاب ادب الهی- جلد چهارم (حیا)/ جلسه هشتم
  • آشنا12
حیا یک امر غریزی برای انسان است، مسئله دین در آن مطرح نیست؛ یعنی در مسئله حیا بحث ایمان و کفر مطرح نیست که بگوییم اگر انسان مومن است، حیا دارد و اگر کافر است، نباید حیا داشته باشد. نه، چون حیا جنبه ی اختصاصی نسبت به انسان پیدا کرده است.
انسان -چه مومن باشد چه کافر- خدا از نظر آفرینشی حیا را در نهاد او قرار داده است.
از این مطلب به یک مسئله می رسیم که اگر دیدیم کسی حیا ندارد و مرتکب عمل زشتی می شود، بحث این نیست که پا را از مرز دین بیرون گذاشته است، بلکه پا را از مرز انسانیت بیرون گذاشته است. پیش هر کس که بروی، عمل زشت، زشت است.
صحبت حرام نیست، بلکه بحث «قبح» مطرح است ...

*حیا، انقباض نفس از ارتکاب قبائح شرعیّه، عقلیّه و عرفیّه است. (یه جورایی همون عذاب وجدان خودمون;) )
*البته اگر کسی مومن باشد، مسلما حیا دارد؛ شبهه ای نیست. اما به این معنا نیست که هر کسی حیا دارد مومن است، چون حیا از خصیصه های انسانیت است.

پ.ن1: حیا، انسان دین دار و بی دین را از عمل زشت باز می دارد. وسائل الشیعه،ج45،ص51
پ.ن2: هرچه عقل بیشتر باشد، حیا بیشتر است.
پ.ن3: کجاست انسانی که دستش از نظر نفسانی نسبت به هر عملی باز باشد و باکی نداشته باشد و مومن هم باشد؟! این حرف شوخی است.

حاج آقا مجتبی تهرانی/ ادب الهی-کتاب چهارم-حیا، موهبتی الهی
  • آشنا12